محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
540
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
آوازهاى دارند . هر گاه گفته شود كه : مگر تو نگفتى كه در بيار از أهل بدعت كسى نيست ؟ پس چگونه مىگوئى : در آنجا كرّاميان هستند ؟ باو مىگويم : كراميان زاهد وپرهيزگار وپيرو أبو حنيفهاند ، وهر كس كه پيرو أبو حنيفة يا مالك يا شافعي يا پيشوايان أهل حديث « 1 » باشد از بدعت بدور است ، بشرط آنكه در آن تند نروند ودر دوستى معاوية زيادهروى نكنند وخدا را به مخلوق تشبيه نكنند وصفات مخلوق بدو نسبت ندهند . من تصميم دارم دربارهء أمت محمد ( ص ) زبان درازى نكنم وبا بودن آن حديث شريف تا بتوانم ايشان را گمراه بخوانم . محمد بن محمد دهستانى ومسافر بن عبد اللّه استرآبادي ومحمد بن علي نحوى وعلي بن حسن سرخسى ، براي من روايت كردند كه يوسف بن علي فقيه زاهد از أبو الوليد أحمد بن بسطام طالقانى فقيه زاهد ، از يوسف بن علي أبّار سمرقندى ، از علي بن إسحاق حنظلي ، از بشر بن عمارة ، از مسعر بن كدام ، نقل كرد كه مىگفت : من مردى خردمندتر از ابن زمرة نديدم ، كسى به نزد تو آمدهام . من به همهء مذهبها گذر كردهام ، من به هيچ مذهب در نيامدم مگر آنكه قرآن مرا بدان خوانده بود ، واز هيچ مذهب بيرون نرفتم مگر آنكه قرآن مرا از آن بيرون رانده بود ، اكنون من
--> ( 1 ) مؤلف « أئمة الحديث » را بجاى حنبليان آورده وسنيان سلفى را خواسته ونارضايتى خود را از ايشان به صورتي بيان كرده است . أو رستگارى چنين سنيان را مشروط به غلو نكردن در دوستى معاوية وتشبيه وتجسيم خدا مشروط كرده است وشايد اين ضد سنى بودن را از فأميل إيراني مادرش واگرفته باشد .